ولی یک روزی بالاخره میرسه که من چشم هامو بدون استرس از فردا و آینده میبندم و صبحش با آرامش کامل از خواب بیدار میشم.

چقدر دارم زجر میکشم توی این زندگی چقدر راه نرفته دارم و چقدر دورم از تصوراتی که روزگاری برای زندگیم داشتم.