زندگی میگن برای زنده هاست اما....
ولی یک روزی بالاخره میرسه که من چشم هامو بدون استرس از فردا و آینده میبندم و صبحش با آرامش کامل از خواب بیدار میشم.
چقدر دارم زجر میکشم توی این زندگی چقدر راه نرفته دارم و چقدر دورم از تصوراتی که روزگاری برای زندگیم داشتم.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۵ ساعت 12:10 توسط نور
|