بی عنوان
هفته پیش روز یکشنبه جواب سوال پست قبلم رو گرفتم. داشتم ظرف هارو میشستم، مامانم و خانم مهمون هم بودن. مامانم به خانم مهمون گفت از نورا هیچچوفت رنج ندیدم. ازش راضیم. یهو کلی خوشحال و بغضی شدم.
ختمی، نمازی، دعایی سراغ دارید که سریع حاجت بده؟ برای کاری اقدام کردم. خیلی برام مهمه که نتیجه مثبت بگیرم. اگه نشه اونوقت زندگیم... نمیدونم. من قدم هامو براش برداشتم. بقیه ش با خدا و سرنوشتم...
توی عنوان نوشتن همیشه به مشکل بر میخورم....
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۴۰۵ ساعت 20:8 توسط نور
|